تبليغاتX


کلبه ی پسرک تنها -

پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388


بیدلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

پ ن ۱... این یه بیت بالا جواب پست قبلیه خودمه ندیدن از چشمای منه نه از چیز دیگه...

پ ن ۲... آخه منگول (خودم رو میگم ها...) تو رو چه به این چیزا... بشین زندگیتو کن. آخه میدونی چیه؟ آدم تا وقتی زندست زندگی میکنه. آدم زنده زندگی میخواد. بقیش رو خودتون میدونید.

پ ن۳... فکر کنم منم زندم... یعنی منم باید زندگی کنم؟ (ببخشید استاد تعریف شما از زندگی چیه؟؟؟ منظورت اون چیزه که نیست؟؟؟ ----کدوم چیزه؟؟ ای بابا!!! همون چیزه دیگه... --- کدوم چیزه؟؟ استاد از شما بعیده. اون دیگه... بال... حلقه ی بالای سر ... ستاره های دور سر ... همون دیگه... --- آهاااااااااا... چرا پسرم. از ملزومات زنده بودن اینه که قلبت بتپه... نه برای خودت. برای یکی دیگه... --- استاد داری چرت و پرت میگی!! خداحافظ


0:18 | Sn()rK |