تبليغاتX


کلبه ی پسرک تنها

یکشنبه پانزدهم شهریور 1388

...

نمی دونم چرا اومدم اینجا... فقط میدونم نیاز داشتم دق دلیم رو سر یکی خالی کنم... امروز دیگه واقعا کم اوردم... واقعا واقعا... دیگه از همه بدم میاد... دیگه هیچ دلتنگی رو باور نمیکنم... هیچ دوست داشتنی رو باور نمیکنم... همه دروغ میگن... ریز ودرشت و بزرگ و کوچیک بهت دروغ میگن. حالم از این آدما بهم میخوره.

نمیدونم... نمیدونم چرا دقیقا همون لحظه باید اس ام اس بدی که خواب بد دیدی... نمیدونم اسمش چیه اما.... معذرت جوب ندادم...


18:58 | Sn()rK |