تولدم مبارک
یه چیزی حدود ۱۹ سال پیش موجودی گام بر زمین نهاد که در ابتدا همه تصور میکردند این موجود انسانیست نظیر تمامی انسانهای دیگر... مهمترین عامل در ابتدای ورود این موجود این بود که هیچ کس نمیتواند با جرات بگوید این موجود شب پا به زمین گذاشته یا روز... در ساعتی از روز که هوا تاریک بود و این تاریکی اکثریت مردم را در شگفت فرو برده بود این موجود با استفاده از بی خبری سایرین وارد زمین شد اما از کجایش را هیچ کس نمیداند... فکرشم نمیتونی بکنی... هر چند سال یه بار خورشید گرفتگی اتفاق میفته و هر بارم فقط واسه چند دقیقه... اونوقت یه نفر تو همین چند دقیقه پاش میرسه به زمین...خوب اینم شانس ماست دیگه... شاید بخاطر همین من با همه ی آدما فرق دارم...یه کم اینجوریم و یه کم اونجوری... یه وقتایی اینورم یه وقتایی اونور... ولی به جرات میتونم بگم هنوز هیشکی نمیدونه علی چجوریه... اینجوریه یا اونجوری...همیشه بین خودم و بقیه ی آدما پر تضاد بوده و هست... یا من یه جوریم یا همه ی آدمای دیگه... اینو میدونم من هیچ طوریم نیست. پس...
خلاصه از همه ی اینا که بگذریم میرسیم به اینکه یه سال دیگه هم گذشت و طبیعتا باید یه سال بزرگتر شده باشم. حالا نمیدونم شدم یا نه!!! شما میدونید تو تاریکی اومدن و تو تاریکی زندگی کردن چه حسی داره؟؟ خوب معلومه نمیدونید... انگاری خورشید گرفتگیه اون سال تاریکیش رو برای همیشه رو زندگی من تثبیت کرده و همیشگی... تاریکیی که تاریکیش برای بقیه فقط ۳ دقیقه بود و بس....... ای بابا تولدته ... آدم باش!!! انسان باش... شاد باش... اما چجوری؟؟؟ آخرش اینه که من حدود ۱۰ساعت دیگه به دنیا میام. اونم چه دنیا اومدنی... دست خودم بود هیچوقت نمیومدم...
در ضمن چشم همه حسودا کور!!!!! """" من شادم"""" خوشحالم... دیگه هم ه ی چ چیز و ه ی چ کس نمیتونه ناراحتم کنه...
تولدم مبارک

پ.ن۱: یه چند روزی بود داشتم حماقت میکردم... یعنی داشتم یه اشتباه رو تکرار میکردم... اصولا آدمی نیستم که یه اشتباه رو دو بار تکرار کنم اما اینبار داشت میشد... خوب شد که نشد...
پ.ن۲: امروز یه مطلبی رو فهمیدم... من تو رابطه ی قبلیم که منجر به جدایی شد از حرفای خردمندانه ی استاد شکسپیر استفاده کردم که امروز فهمیدم خود این بنده خدا بعد از ۴ تا شکست عشقی با دختری ازدواج کرد که اصلا بهش علاقه ای نداشت...
پ.ن۳: اگه از این به بعد جایی دیدی شکسپیر گفته : <<اگه بخاطر عشقت غرورت رو از دست بدی ایرادی نداره اما چه فاجعه ایست وقتی بخاطر غرورت عشقت رو از دست بدی!!>> زیاد بهش اعتماد نکن چون این آقا اگه چیزی حالیش بود ۱بار عاشق میشد و به عشقش میرسید...
پ.ن۴: نصیحت من به شما اینه که به اشعار داستایوسکی هم اعتماد نکنید چون این دوست خوبمون هم یه قاتل فراری بوده و بعد از تجربه ی<< تراژدی اعدام>> شاعر شد و شعر گفت...
پ.ن۵: دوستانی که نمیدونن <تراژدی اعدام > چیه بگن من تو پست بعدی براشون بنویسم... آخه خیلی جالبه!!!
1:27
| Sn()rK
|
پایان دنیا
سلام
یه مدت اصلا حوصله آپ کردن نداشتم چون نه حوصله تایپ کردن داشتم و نه چیزی واسه نوشتن... امروز یه مطلبی خوندم که خیلی جالب بود. دیدم حیفه شما نبینید و ندونید ...
ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 تموم میشه. بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود میشه! دیگه برای شغل آینده ی خودتون برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگیتون رو هر طور میخواین بگذرونید. مثلا یکی رو دوست داشته باشید
یا کارایی رو که دوست دارید انجام بدید
. حالا شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!! خُب این حرفای عجیب و غریب چیه
؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیدیم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره ما هنوز سرجاش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)
این متن رو تو گوگل پیدا کنید
:
Maya Prediction
یعنی پیشگویی مایا
مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی
زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن!. مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند
.
همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم اینکه بدونید من چقدر فعالم و از همه چیز سر در میارم( دلتون بسوزه
). حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!
پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C
هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه
!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه!

این کدها درخود قسمتها وقسمتهای زیادی را در مورد یک اتفاق هراسناک خورشیدی درسال2012بیان میکنددانشمندان متفق نظر هستند که هر100 سال یا بیشتر شهله های خورشیدزبانه می کشند و منظومه شمسی را تحت تاثیر خود قرار میدهند
اشعیانبی30-26-27علاوه بر اینکه نور ماه به اندازه نور خورشیدخواهد شد نور خورشید نیز هفت برابر خواهد شد ازدور نام خدا می اید بار او سنگین لبهای پر از خشم و زبان او پر از زبانه های اتش خواهد بود
کدهای کتاب با ارتباطی معنا دار به سالنامه ی مایا بصورت واضح بیان میکند حوادث خر زمان در سال 2012 و نزدیک شدن به یک ستاره ی دنباله دار به زمین که شاید منشا این ویرانی ها باشد.تئوری میگوید که درسال 2012 یک شهاب سنگ باعث انفجار خورشیدی میشود که باعث سوزاندن کره ی زمین میشود
.انفجار خورشیدی و پدیده ی cme یا پرتاب ماده ی پلاسمایی از درون خورشید به بیرون نیز یکی از دلایل این اتفاق خواهد بود.
همچنین ایجاد یک سلسله اتفاقات شدید مانند تقییر جهت قطب ها براثر شکستگی پوسته ی زمین.که اگر یادتون باشه هنگام تسونامی اندونزی نیز گفته میشد این پدیده اتفاق افتاده و زمین از مدار خود خارج شده .این تاثیرات و تاثیرات کیهانی دیگر از عواملی است که سال 2012 را سالی غیر معمول و به احتمال زیاد پایان تمدن چند هزار ساله ای که از شرقی ترین سرزمین های اسیا اغاز شد و بین النهرین رسید از دریای سیاه کذشت به فرانسه مرکز تمدن نوین سپس انگلستان و اکنون در برج های بلند نیو یورک اخرین روز های خود را فریاد میزند.
گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند.!!!! البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.
در كتاب پيشگوييهاي آخر زمان خواندم كه به زودي زمين در مكاني قرار مي گيرد كه از چهار طرف تحت كشش سيارات ديگر منظومه شمسي قرار گرفته و در نهايت جذب يكي از آنها خواهد شد و اين يك تصادم بسيار بزرگ را بوجود خواهد آورد.
بعضي ها هم اين روز را روز قيامت
مي دانند!ولي قيامت رو هيچ کس نمي دونه و خود خدا گفته که يک دفعه اتفاق مي افته.
همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود.
آیا روز 21 دسامبر سال 2012 روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟شاید هم ظهور امام زمان
؟ به هر حال باید صبر کرد.
پ.ن۱: من یکی که امیدوارم این آخری باشه هر چند به اونم امیدوار نیستم( چی گفتم!!! آخرش امیدوار هستم یا نه؟؟)
پ.ن۲: بعد یه ماه برگشته و میگه تو منو درک نکردی
و من دوستت دارم و از این چرت و پرتا. میگه من افسرده شده بودم و نمیخواستم صدای کسی رو بشنوم ولی تو نفهمیدی. حالا میخواد خودشو با گریه تودلم جا کنه. من دیگه فراموشش کردم و ترجیح میدم تنها باشم. من دیگه به تنهاییم عادت کردم.
پ.ن۳: این دخترا همشون غیر منطقی و غیر منتظره و غیر مترقبه و غیر همه چی هستن خلاصه. بهتره بهشون دل نبندی( قابل توجه همه پسرا از جمله خودم)
22:51
| Sn()rK
|