تبليغاتX


کلبه ی پسرک تنها

یکشنبه پنجم خرداد 1387

پایان 7 سال با هم بودن

سلام بچه ها

نمیدونید چی شده ... میدونید؟؟؟ خوب معلومه نمیدونید ... پرونده ی 7 ساله ی کلاس ما هم دیگه بسته شد... یه روزی 40 تا دانش آموز ( خیلی بچه بودیم) رفتن تو کلاسهای اول راهنمایی نشستن. این 40 نفر دو تا کلاس 20 نفره رو تشکیل میدادن. اول الف و اول ب . سال به سال این بچه ها بزرگتر شدن و تعدادشون آب رفت... البته هر سال که میگذشت پرونده ی این بچه ها سنگین تر میشد... الان 7 سال از اون روزا میگذره و از اون 40 نفر فقط 26 نفر موندن... چند نفر اخراج شدن... چند نفر هم سختی های این مدرسه رو تحمل نکردن و رفتن... این 26 نفر هم دو گروه شدن. 18 نفر ریاضی و 8 نفر تجربی. الان جدا شدن بچه هایی که 7 سال با هم زندگی کردن خیلی سخته... اونم تو مدرسه ای که شب و روز نداشت و همش کلاس و کلاس وکلاس.

سنگین ترین پرونده ای که در طول تاریخ مدارس نخبه بوجود اومد مربوط به کلاس 18 نفره ی ریاضی بود... این 18نفر که میگم آخر شیطونی بودن درس خون هم بودن... خیلی زیاد هم درس میخوندن ولی شیطونی و خرابکاری تو خون همه بود... رتبه 2 المپیاد کامپیوتر (سروش) و رتبه 4 المپیاد ریاضی (سهیل) رتبه 3 و 14 المپیاد شیمی (3 خودم و 14 آرمان) و رتبه های 8 و 12 و 17 المپیاد فیزیک (8 خودم و 12 امین و 17 پویا) در سطح کشور و خیلی رتبه های دیگه که الان یادم نیست مربوط به همین شیاطین ریاضی تیزهوشان بود.در ضمن طرح اول جشنواره خوارزمی سال گذشته مربوط به طرح من و سپهر بود...  شیاطین ریاضی تیزهوشان لقب کلاس ما هست (یعنی بود) که تو شهر و بین همه معلمها و مدارس شهر پیچیده بود. این شیطونی ها در حین درس خونی چهره ی این کلاس رو بین همه دوست داشتنی نشون میداد. یه چیز میگم ویه چیز میشنوید... این کلاس در سطحی بود که استاد ادبیات( استاد محمودی) یعنی تنها کسی که تونست هر 7 سال رو دوام بیاره تصمیم داره خاطرات این کلاس اعجوبه رو بعنوان یه کتاب بنویسه و چاپ کنه... تو پرونده ی کلاس ما خیلی چیزا هست که چند تا از اونها رو براتون میگم:

1--فراری دادن دو معلم عزیز نه تنها از مدرسه بلکه از شهر ( استاد ف.ر.و.ت.ن دبیر ریاضی به بیرجند و استاد ق.ا.ع.د.ی دبیر کامپیوتربه شیراز )

2—آتیش زدن کلاس اول عمومی الف که خسارت جانی به دنبال نداشت. ولی مالی داشت.

3—لغو کردن میلیونها امتحان و تست و سفید برگردوندن اوراق صدها امتحان . ( البته سفید دادن برگه ها یه بار مشکل ساز شد و صفر زبان فارسی ترم1 نتیجش بود. یه بارم که تست فیزیک رو 7 بار لغو کردیم استادمون قاطی کرد و کلاسمون رو تحریم کرد)

4—انداختن اوراق امتحانی زیست عمومی سال اول داخل بخاری کلاس

5—ایجاد اختشاش در محیط مدرسه با ترقه های 6زمانه و اغلب دست ساز اونم تو ساعات درسی که همه سر کلاس بودن .حتی اینقدر گستاخ شدیم که تو دفتر مدرسه ترقه میترکوندیم...

ادامه داره اما وقت ندارم بیشتر از این بنویسم... ان شاا... هر وقت تونستم برمیگردم و دوباره مینویسم... شایدم با آخرین عکسهای کلاس و بچه ها برگردم...

ادامه دارد... 


16:54 | Sn()rK |