محمود رامتين
۲آهنگ جديد از محمود رامتين

۱۲۸
۶۴
۲۴
16:46 | Sn()rK |

آلبوم با کیفیت ۱۲۸

آلبوم با کیفیت ۶۴

آلبوم با کیفیت ۳۲
15:30 | Sn()rK |




2:48 | Sn()rK |
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدن مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا حسرت و بي وفاييه جرم تموم عاشقا عزت آشناييه
اين روزا عادت گلها مرگ رو بهونه كردنه كار چشماي آدما دل رو ديوونه كردنه
اين روزا ديگه آدما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا همه قصه ها قصه ي دل سوزوندنه خلاصه ي حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا ديگه آدما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارن
چرا هر كس كه مياد آخر ميشه يه رفتني چرا تمام چشماي بيقرار دارن ميبارن
چرا بايد دستاي من از دستاش جدا باشه چرا جدايي بايد آخر قصه ها باشه
توي دنيايي كه قلبا هر كدوم جايي اسيرن كاش به فكر اونا باشيم كه از اين زمونه سيرن
اونا كه تو قرن آهن تشنه ي يه ذره يادن كاش كه دست كم نگيريم ، اين جور آدما زيادن
نذاريم كه تو چشماشون بشينه قطره ي اشكي اونا فانوسن و خاموش بايد فانوس بشي گاهي
جنس دلاي آدما اين روزا سخت وسنگيه فقط تو نقاشي ها دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا اشكاي ما چاره ي بيقراريه تنها پناه آدما عكسهاي يادگاريه

3:17 | Sn()rK |
امروز رفته بودم بازار تا به قولي چندين نمونه لباس پيش خريد كنم . تو بازار همين كه وارد هر اتاق پرو ميشدم بي اختيار به اين فكر ميفتادم كه چه قدر ميشه از اين اتاقها سواستفاده كرد مثلا ميشه با كار گذاستن يه دوربين كوچيك اونجا رو پاييد و ماهي يه سي دي داد بيرون البته با اين مردم ما كه دنبال همچين سي دي هايي هستن تو عرض كمتر از چند ساعت اون سي دي از آستارا(شمال غربي ترين نقطه كشور) تا گواتر (جنوب شرقي ترين نقطه كشور) پخش شده و شما ميميريد.
پس از اين به بعد موقع خريد لباس بيشتر وراقب باشيد(مخصوصا خانمها)...
3:34 | Sn()rK |
زندگي سرگذشت درگذشت آرزوهاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

2:59 | Sn()rK |
معضلات اجتماعي
خبرنگار: حاج آقا سلام ٌ علیکم
حاجی آقا: سلامٌ علیکم
- حاجی آقا میتونید سه تا معضل جامعه ی ما رو بگین؟![]()
- عزیز دل برادر ما اصلا حرف نداریم بیا برو مزاحم نشو![]()
- حاجی آقا چرا؟؟!
- به این دلیل که، زیرا ...وقتی ما مصاحبه میکنیم بعداز ظهر که میریم خونه تلویزیون و روشن میکنیم میبینیم یا پخش نمیکنید
یا سانسور کردید
و هر چی به نفعتونه رو پخش کردید
خدا خیرت دهد وقت ما رو نگیر
- حاجی قول میدیم پخش کنیم شما حرفتو بزن
- عزیز دل ما شب جمعه که صباش تعطیله میخوایم بریم ده ! عشق و صفا و آخر حال!!! اون وقت اومدن این صاب مرده را سهمیه بندی کردن من چطو برم و بیام؟؟؟؟
عزیز دل برادر به ما چه که تهدید کردن بنزین هم تحریم میکنیم؟
- حاجی آقا این انرژی هسته ای حق مسلم ماست
- آخه عزیز دلم حق مسلم ماست به چه قیمتی؟! که این بازیا رو داشته باشیم؟ به پیر به پیغمبر دیگه رسیده تا اینجامون![]()
- حاجی علم پیشرفت کرده باید زد تو گوشش ما هم تو دنیا حرف بزنیم
- ما نمیدونیم علم که پیشرفت میکنه برای راحتی بشر هست ولی اینجا برعکسه بنزین سهمیه بندی میشه
قیمتا میره بالا بله دیگه، علمه ،داره پیشرفت میکنه میخوایم تو دنیا حرف بزنیم ولی ما مردم چی؟! باید بسوزیم و بسازیم که داریم پیشرفت میکنیم آخه مرد مومن صبح باید برم سر کار، از این سر شهر تا اون سر شهر نه تاکسی هست نه اتوبوس انشالله همۀ اینها هم که سر وقت میرسن و ما رو سر وقت میرسونن سر کارمون. اونوقت با این مقدار بنزین من چجوری برم و بیام؟
روزهای جمعه هم که میخوایم بریم تفریح با خانواده انشالله با خط واحد یا مینی بوس میشه رفت بابا به دل صاب مردۀ ما هم برسین![]()
- حاجی بی خیال شو تا کار دست ما و خودت ندادی بگو سه تا از معضلات جامعه چیه و اگه راه حل داری بگو
- اگه واسه برق دارن اینکارا میکنن چرا اونوقت میگن دنیای منهای اسراییل؟؟![]()
- حاجی به پیر به پیغمبر نمیدونم فقط شما سوال منو جواب بده
- خودشو کشت عزیز دل برادر اولین معضل در جامعه ی ما مسکنه

- راه حلش چیه حاجی؟
- خانه ی عفاف
- حاجی چه ربطی داره؟![]()
- حالا خدمتتون عرض میکنم یحتمل عزیزان دل برادری که الی ماشالله پول دارن و دوتا خونه دارن یکی برای زندگی و یکی دیگه هم برای تفریحات سالم در شبهای جمعه!!! که در اصل یا عند المطالبه حکم خونه خالی را دارد. اگر مکانی مثل خانۀ عفاف باشد مع ذلک این شخص می آید آنجا و دیگر احتیاجی به خانۀ دوم نیست و ایندفعه مشکل کمبود مسکن حل میشه و یحتمل قیمت هم انشالله می آید پایین![]()
- حاجی خــــــــــــب
- خب و کوفت مشکل دوم ترافیکه و راه حل برای این معضل بازم تاسیس خانۀ عفاف هست

- بازم... حاجی آقا یه چیزی میگینا آخه این چه ربطی به ترافیک داره![]()
- خدمتتون عرض میکنم ببینید عزیز دل برادر اگر اینجور مکانی وجود داشته باشد دیگر نیازی نیست این جوانِ مادر مرده ماشین بردارد و از سر خیابان تا ته خیابان را متر کند دنبال یک کیس مناسب!!!
میرود آنجا آماده و کیس خودش را انتخاب میکند بطور حتم مشکل مصرف بنزین هم حل میشود![]()
- عجبا... حاجی سومی چیه؟
- سومی هم بیکاریه اگه گفتی راه حلش چیه؟

- نمیدونم حاجی
- بازم تاسیس خانۀ عفاف
- ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا این دیگه چرا ؟؟؟![]()
- ببین وقتی اینجور مکانی باشه مسلما معاملات خیلی تریپی صورت میگیرد و سود خوبی هم دارد
اونایی که سر کار ... هستن میبینن این سودش بالاست میزنن به این کار و جوونا میتونن برن جای اونها و شغلی رو دست و پا کنن![]()
- ااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
- اااا و کوفت حالا ببینم مردی اینو پخش کنی یا نه؟؟؟؟
میدونم یه دل میخواد به اندازۀ این تیر برق که تو نداری
- بله حاجی آقا همین است![]()
حالا براي ديدن بقيه ي داستانها روي ادامه مطلب كليك كنيد...........
نظر هم يادتون نره!!!!!!!!!!!
2:50 | Sn()rK |
درس: زندگی
تعداد واحد:به میزان ثانیه های زنده بودن
تاریخ امتحان:تمام لحظات
اعلام نتایج:قیامت

ای کاش زودتر حکم دادگاه لطف الهی صادر گشت
و از این بازداشتگاه دلتنگی
با قل و زنجیری از مهر و وفا
راهی تبعیدگاه خوشبختی می شدیم.
ای معصومترین سارق گنجینه قلبم،
در نهایت هوشیاری و اختیار
با صدایی رسا اقرار می کنم که
منم حلق آویز طناب عشقت.
و قسم می خوردم که تا ابد
از دژ دلدادگیت قدم برون نگذارم.
و در حضور تمامی حضار این دادگاه
فریاد بر می آورم که
دوستت دارم،
حتی پس از آزادی از زندان حیات

فراموش شده ام
زنده بگور کردن خاطرها
روز مرگ خودمه
روز نیستی و فنا
روز عجز و التماس
روز فریاد و فغان
اما افسوس میگذره
این همه بی مهری و بی وفایی
اون همه عاشقتم دوست دارم
همه چی برام میشه یک رنگ و پاک
میدونم زودی فراموش میکنند
که روزی منم بودم تو این جهان
اما بازم خوشحالم خداجونم
که مثل همیشه تو رو دارم

نگاهی به من انداخت و پرسيد چند سال داری؟
به سخت اب دهانم را قورت دادم و پاسخ دادم :هنوز ۲۰ سالم نشده!
با بی اعتنایی گفت: فکر نکن بچه ای !
چهره ام حالت محزونی به خود گرفت. گفتم: ولی من فکر میکردم سن کمی است.
با تعجب ابروانش را بالا انداخت و گفت: ولی از تو کوچکتر خیلی ها هستند.
با درماندگی گفتم: اجازه میدهی بروم؟
خندید و گفت: نه!عجله کن دیگر باید برویم.
لحظاتی بعد دست من در دست او بود و از روی سر تمام ادمهای اطرافمان گذشتیم.
جسم من روی خاک افتاده بود.

درخت
درخت بالای تپه استاده بود و با حسرت جنگل پایین دره را نگاه میکرد.او همه چیز داشت.نور خورشید
نسیم و خاک اما غم تنهایی را در عمق ریشهایش خود احساس میکرد .باد که غصه های درخت را میدانست یک دانه در نزدیکی اش کاشت و بعد دانه های بعدی را.در اطراف درخت گیاهان رشد کردند و شاخه دادند.شاخه هایشان را بالاتر از او گستردند و اب را از ریشه ها یش دزدیدند و او در میان انها گم شد.

2:29 | Sn()rK |
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد
لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد
روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا
چرا از اون وره ابرا دیگه بیرون نمیاد
نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف
عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد
منو کشتی تو با اون خنجر دوریت عجبه...
چرا از این دل دیوونه یه کم خون نمیاد
مگه تو بی خبری موهامو پریشون میکنم
دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد
دلت از بس که سفیده و لطیفه مثل برف
از خجالت توبرفی تو زمستون نمیاد
تو دلم فقط یه بار مهمونی بود
تو اومدی..........
تو دلم فقط یه بار مهمونی بود
تو اومدی..........
درا رو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد
صدای بارون قشنگه به شیشه که میخوره
اما با غم نجیب روی ناودون نمیاد
دو سه بار واست نوشتم مثل آینه میمونی
تو یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد
عمری اسیرتم اسیر اون چشمای ناز
یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد
نمیگه کسی واسه مرمتش فکری کنیم
هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد
زندگی بازی شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولی به میدون نمیاد
گاهی وقتا اونقدر آب و هوام ابری میشه
که قد اشکای من از رود کارون نمیاد
گاهی با خودم میگم شاید میخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بیاد که پنهون نمیاد
اون که برای دیدنش ستاره میشمری اهل نازه
پس با یه خواهش آسون نمیاد
توی نامه آخری کلی دلیل آورده بود
مثلا چون تشنه ان یاس های گلدون نمیاد
لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد
لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد......
2:18 | Sn()rK |
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم
ما در صدای بی صدای گریه بودیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم

عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق
میکشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست رابه دوست میبرد
عشق تملک معشوق است و دوست داشتن شکل محودر دوست


نگذار چیزی تو را آشفته کند
یا چیزی تو را به هراس افکند
همه چیز در گذر است
و تنها خداست که می ماند
شکیبایی و پایداری ، کمندیست ،
که هر شکاری را به دام می کشد
آن کس که خدای را دارد
دیگر به هیچ چیز نیاز نخواهد داشت
و
.. خدا به تنهایی اوراکافیست


آرزویم اینست :
نتراود اشک در چشمان تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز
هر لحظه
تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد
به همان اندازه
که دلت می خواهد ...
به فراموشي ام مسپار تا طلوع دوباره لبخند...

ای قصه گوی نازنین ...... امشب کنار من بشین
منو ببر تا قصه ها ...... قلبم گرفت از ادما
حرفای راس راستی نزن ...... امشب دروغ بگو به من
بگو از اسمون میاد ...... یکی که قلبتو می خواد
نگو که از حد خودش ...... یه پله پایین نمیاد
توی حریق اینه ها ....... اتیش گرفتنم بسه
دیوونگی اینجا جاشه ....... عقل به دادم نمی رسه
از قرن لحظه ها نپرس ....... تو کوچه های انتظار
یه یار با وفـــا برام ....... از شهر قصه ها بیار
ای قصه گوی هم دیار ....... سر به سر دلم نذار
بهتره از قصه بگی ....... شنیدنی نیست رسم روزگار
2:10 | Sn()rK |
1:56 | Sn()rK |
1:55 | Sn()rK |
شيشه اي مي شکند ... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟ مادري مي گويد...شايد اين رفع بلاست يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد، شيشه ي پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرورشکست، عابري خنده کنان مي آمد... تکه اي از آن را بر مي داشت... مرحمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ کس هيچ نگفت، قصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟؟
عادت همه چيز را ويران مي کند واي به روزي که چيزي -حتي عشق-عادتمان شود....
عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان ديگر سخن عاشقانه گفتن،دليل عشق نيست وآواز عاشقانه خواندن،دليل عاشق بودن ولي اي دوست،تو نگاه عاشقانه ات راعاشقانه نگهدار و کلام ساده ي عاشقانه ات راخالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده.............
خو شبختي توپي است که وقتي مي غلتد به دنبالش ميدويم و وقتي مي ايستد به آن لگد مي زنيم
کاش تنها یکنفر هم در این دنیا مرا یاری کند ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که . من دیگر خسته تر ازآنم که زندگی کنم تا بداندغم شبها یم را.... تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را..... قانون دنیا
تنهایی من است..... و تنهایی من قانون عشق است....و عشق ارمغان دلدادگیست.. و این سرنوشت سادگیست
1:52 | Sn()rK |
1:51 | Sn()rK |
شخصيت سالم ، ساده و صادق و بي تكلف است و از اين رو در گفتارش تلاش نمي كند تا كلماتي را برگزيند كه سبب خشنودي مخاطبين باشد . وقتي به او فرصت عرض اندام شود خود را گم نمي كند و اگر با چنين فرصتي روبرو نشود از حركت عادي خود باز نمي ماند .
گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه كنم ، بهر چه مي دارم دل
« مولوي »
در تمام طول تاريخ انسان هرگاه دريچه هاي ذهنش را گشود ، به كشفيات مهم نايل آمده است . قاره ها و اقيانوس ها و كهكشان ها را فتح كرده است اما هر آينه دريچه هاي ذهنش را بسته در شرايط عصر تاريك قرار گرفته است زمان آن رسيده كه از لانه هاي تاريك به در آييد و به روشنايي روز برسيد .
شيفته ي آن روز كه تعليم تو مي كرد معلم
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را
مهم نيست كه بباورهاي عميق و اشتباه چه مدتي با ما بوده اند و يا چه كسي و يا چه كساني آن ها را به ما قبولانده اند و يا چقدر عميق در ضمير ناخودآگاه ما ريشه دوانيده است .
مهم اين است كه باورهاي اشتباه و مزاحم را هر قدر هم كه عميق باشند مي توان از ريشه در آورد و به بيرون پرتاب كرد .
من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ بلند
چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد
مهم نيست تو چه كسي هستي ، ولي مي تواني و بايد تمام تلاش خود را براي استفاده از تمام امكانات زندگي ات خرج كني . هيچ كس نمي تواند تو را زمين گير كند و هيچكس هم قدرت چنين كاري را ندارد جهان براي تو پر از فرصت است . امروز را روز شكار فرصت هايت قرار بده و از همين الان براي شكار اقدام كن . تو لياقت بهترين ها را داري و تنها كسي هستي كه مطمئناً مي تواني اين بهترين ها را بدست آوري .
بيا تا حال يكديگر بدانيم
مراد هم بجوييم ار توانيم
« حافظ»
1:42 | Sn()rK |

عشقم كو؟
مانيه رپ.
سردي زمونه
1:41 | Sn()rK |
1:34 | Sn()rK |
1:11 | Sn()rK |
چنان چه انواع ميوه ها به شما تعارف شود كدام ميوه را انتخاب مي كنيد؟
پرتقال ؟ سیب ؟ آناناس ؟ موز ؟ نارگيل ؟ انبه ؟ گیلاس ؟ انگور سیاه ؟ هلو ؟ گلابی ؟
آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه انتخاب شده شخصيت آدم ها را بشناسيد و بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي رواني اشخاص مختلف چگونه است؟پس ميوه دلخواه خود را انتخاب كنيد و به راز هاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.
پرتقال
اگر پرتقال ميوه محبوب شما است. شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد.سخت كوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان به شما اعتماد كرد . شما دوستان خود را به دقت انتخاب مي كنيد و با تمام وجود به آن ه عشق ميورزيد
سيب
چنانچه سيب ميوه محبوب شماست شما فردي اسراف كار و بسيار رك گو و صريح اللهجه هستيد.اگر چه ممكن است بهترين سازمان دهنده و مدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت مي رسانيد.در بيشتر موقيت ها مي توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد. شما از سفر هاي كوتاه و غير منتظره لذت مي بريد.زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد جذاب و خونگرم به نظر مي آييد و به شدت عاشق"زندگي"به مفهوم واقعي آن هستيد.
آناناس
بسيار سريع تصميم مي گيريد و سزيعتر از آ عمل ميكنيد.در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه هاي اجتماعي شجاع و بي باك هستيد.شما داراي يك توانايي استثنايي در مديزيت مي باشيد و نمي گذاريد كار روي دستتان بماند.دست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد.معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه بر قرار نمي كنيد ولي به محض انجام آندوستتان را براي هميشه براي خودتان نگاه مي داريدبندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويدو شريك شماغالبا به واسطهاين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي گيرداما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نا اميد است.
موز
عاشقان موز افرادي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستند.شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران غالبا از طبع آرام و شيرينتان سؤ استفاده كردهو سعي ميكنندبه اين وسيله براي خود موقعيت هاي جالب را رقم بزنند.عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه ها هستيد واين عشق به خاطر زيباي جسمي و روحي اوست.به خاطر روشي كه داري روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.
نارگيل
شما دوستاران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر و شعور هستيد.از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهانو دوستان خود حساسيت خاصي داريد.ممكن است كمي خود خواه به نظر بياييد اما لزوما چنين صفتي در شما بر جسته نميشود.. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستيد و ديگران مطمئن هستند كه در زمينه شغلي هميشه در بالا ترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد.شما نياز به شريك عاقلي داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله دخالت مي دهيد.
انبه
اگر انبه را دوست داريد به راحتي ميشود به شما اتكا كرد.شخصي هستيد با ايده هاي روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اينكه درگير مسائلي بشويد كه نياز به تلاش ذهني شديد دارد لذت مي بريد و با شريك خود به ملايمت و آرامي رفتار مي كنيد.سعي مي كنيد با زندگي خود بسازيد و چنانچه نياز به قوي بودن را احساسا مي كنيد آن را در جايي ديگر مي جوييد.
گيلاس
چننچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نمي دهد.فراز و فرود در زندگيتان زياد است.بويژه در موقعيت هاي حرفه اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه ايكمي پول به دست مي آوريد و نه به مقدار زياد.ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هسيد.شما شريكي صميمي و وفادرا هستيداما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما به منزله بهشت استو هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريدكه در منزل باشيد و دوستان افراد خانواده و آشنايان شما را دوره كنند.
انگور سياه
به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي شويد هر چند به همان سرعت عصبانيت شما فرو كش مي كند.از زيبايي ها به هر شكل كه باشند لذت ميبريد.بسيار محبوب و مورد علاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست.شور و شوق فراواني به زندگي داريد و از هر كاي كه مي كنيد لذت ميبريد اعم از لباس پوشيدن خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از همه آچه كه به او مي دهيد لذت ببرد.
هلو
درست مانند هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گو و صريح اللهجه بوده و روشي دوستانه داريد و اين نكات به جذابيت روحتان مي افزايد.در بخشش و فراموش كردن نظير نداريدو براي دوستيها ارزش زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد.. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملا ء عام بروز دهيد.
گلابي
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي كنيد مي توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد.شما دوست داريد كه نتيجه تلاش هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد.
زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش بيش از ديگر موارد اهميت ميدهيد
1:3 | Sn()rK |


1:1 | Sn()rK |
دوست داشتن را مدتهاست به دست فراموشي سپرده ام و خود را در لا به لاي حوادث نچندان دلچسب روزگار سپرده ام و ديگر نه تو را دوست دارم نه ديگري را چون سنگي بي احساس بر عشق و دوشت داشتن مي نگرم ...

اي دل ساده من هربار که به کسي دل ميبندي و دريچه قلبت رو به روي كسي باز ميکني يه بي وفا خيلي ساده روش پا ميزاره و بي خبر يه روزي ميذاره و ميره ....
واقعا تکليف دلهاي شکسته چي ميشه؟؟
اين روزا ساز دل خيلي ها بي صدا ميشکنه و هيچ کس صداي شکستن اون رو نميشنوه و اگر هم احيانا کسي بشنوه خيلي بي صدا از کنارش ميگذره
قلب شكسته
پشت دراي بسته
بي صدا
تك و تنها
نشسته رو به دريا
چشم دوخته به موجها
كه مي يان به سوي شن ها
اما همين موجها بر مي گردن به دريا
خوش به حال دريا كه موجها هيچ وقت از اون نميشن جدا
پيش باران از غم دوري تو صحبت كرد
كاش ميشد به حرمت دلهاي عاشق
رنگ محبت من و تو ابدي ميشد
كاش فاصله ها كم ميشد
و من و تو باهم و در كنار هم بوديم
كاش به حرمت دلهاي شكسته
آرزوي من و تو هم ديدني ميشد
كاش به حرمت تمام خوبان
رنگ زندگي من و تو هم آسموني ميشد
كاش زمان متوقف ميشد
و تو براي ابد در قلب من بودي
كاش به حرمت شبهاي پاك و روحاني
قلب من و تو نوراني ميشد
كاش دعاي ديگران در حق ما مستجاب ميشد
و دلهاي ما هم بهاري ميشد
كاش فاصله نبود و من و تو تا ابد عاشقانه ها را زمزمه مي كرديم
كاش به حرمت دعاي همه فرشته ها
آرزوي من و تو هم اجابت ميشد
التماس دعا
چشم به در دوختم كه بياي
منتظرت موندم شايد به خونه بر گردي
خبري ازت ندارم نمي دونم كجاي
چشم برات مي مونم هر جا باشي يه روزي بر مي گردي
دلم تنگ برات نيست ازت سراغ
شبا به زير نور مهتاب
اشك مي باره از دل بيقرار
روزا پشت در موندم بي خبر
نيست نشوني از دل در به در
شبا تا سحر مي خونم غزل
شايد برگردي هر چه زودتر
نمي دونم چي شد كه رفت
اما بر مي گرده اون عزيز دل با لبخند
هواي دل شده باروني
نيست مرهمي بر اين زخمهاي پژمرده زندوني
هواي خونه شده ابري
مثل گل خشكيده لاي دفتر نقاشي

نشستم پشت پنجره اتاق چشم دوختم به ستاره هاي سپيد تو آسمون
سياه شايد كه پيدا بشه ستاره گمشده دل من تنها
نمي دونم كي بر مي گردي اما مي دونم كه بر مي گردي
0:46 | Sn()rK |

آلبوم با کیفیت ۱۲۸

آلبوم با کیفیت ۶۴
0:24 | Sn()rK |
زمان، کلمات و موقعيت ها.
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:
آرامش، اميد و صداقت.
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:
رؤيا ها، موفقيت و شانس.
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:
عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعي
0:7 | Sn()rK |
1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت
2- صداي اردک اکو ندارد
3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است
4- مورچه ها نمي خوابند
5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6
- کد کشور روسيه 007 است
7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8
- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند
9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد
0:2 | Sn()rK |
سلااااااااااااااااااااااااااام..چطورین؟؟؟؟
مراسم جوادترين اسم:در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي كار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني هاي فراوان از ميان شير علي،قلي ،انريكو و ثابت جايزه به اسم قباد اهدا شد
جوادترين سرگرمي:داوران در اين بخش از ميان دوردرجا،چت،تك چرخ،قليون و منچ جايزه را مشتركا به چت و قليون اهدا كرد
جوادترين ساز:نامزد هاي اين بخش گيتار،بوق بيابوني،كمونچه ،گيتاربيس و سه تار بود كه داوران محترم جايزه را لايق گيتار دانست
جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به حسن شماعي زاده،جايزه جو اد بلورين را با اكثريت ارا به داوود بهبودي تقديم كرد
جوادترين البوم سال: تنها قسمتي كه داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند....البوم ديوونه منصور جوادترين اهنگ سال: در حالي كه همه نفس ها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به اهنگ نون ودلقك جايزه اصلي را به علي رضا عصار و اهنگ خيال نكن نباشي بدون ت
جايزه ويژه:در اين قسمت به خاطر يك عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلك جواد جايزه ويژه به عباس قادري اهدا شد.قادري در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه امد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت كرد
جواد هاي مطبوعات: جوايز با دقت تمام اهدا گرديد...روزنامه خبر ورزشي،ستون پنجره نقره اي و امير مهدي ژوله در بخش هاي جواد ترين نشريه و ستون و نويسنده به حق خود رسيدند
جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي كه به علت شايسته بودن همه ميرفت كه كار به دعوا بكشد جايزه به جواد خياباني اهدا گرديد.جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را كه حاصل يك عمر تلاش ميدانم به استادم اسكندر كوتي تق ديم مينمايم.در ضمن من شريك تجاري مهندس نيستم
جوادترين سايت سال: هيات داوران ضمن سپاس از سايت پندار، به علت گرافيك واستانداردهاي كامل جوادي جايزه را به سايت چلچراغ پيشكش كرد
جوادترين كتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به اقاي مهندس براي كتاب اهنگ براي موبايل تقديم نمود.كتابي كامل كه در ان انواع اهنگ ها از موتزارت و باخ گرفته تا ويرون بشي اي دل و بدنام وپلنگه موجود است تا روي گوشيتان(????) نصب و از نواي رويايي ان لذت بريد
جوادترين صحنه سال: صحنه اي كه شهرام خان ناظري با ان سيبيل خاص!! و عينك قرمز در تلويزيون ظاهر شد و شعر فردوسي را در ميان بهت همه ما اشتباه خواند(پي افكندم از نظم كاخي بلند..كز اب و اتش!!!!!!! نيابد گزند
جوايز بخش هاي جانبي: داوران جواد بلورين را به عمو رحيم به عنوان شيريني فروشي ،حس ن روباه به عنوان جواد قهرمان،تكيه كلام(جونه تو سالاره)،مانتو خفاشي در بخش پوشاك، ادكلن بيك،لاستيك وكفش سفيد،يخ در بهشت وخاكشير(مشتركا) براي نوشيدني گوارا اهدا شد
جوادترين فوتباليست سال: مهمترين جايزه..خيلي ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند.به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند.نيكبخت واحدي در حالي كه تل قشنگش را با ان چسب دماغش ست كرده بود جايزه را دريافت كرد.در حالي كه اكثريت يوزپلنگ هاي سالن را بغض و گر فرا گرفته بود
بيانيه هيات داوران با صداي بهرام شفيع قرائت شد و در ان ارزو كردند كه سالي مملو از جواد و بدور از هرگونه تيتيش باشيم.شفيع نيز به علت برگزاري موفق مراسم به شدت از سوي حضار تشويق شد
و سرانجام رييس دائمي هيات داوران در ميان فرياد هاي مردم براي نصيحت پشت ميكروفون تشريف فرما شدند. مسعود خان كيميايي حرف هاي مهمي ايراد كردند كه به علت تكراري بودن بي خيال
13:6 | Sn()rK |
با سلامی دوباره.حال می کنید چقد زود به زود آپ می کنیم!!!!!در چواب نظرات باید بگم ما قصد توهین به جوونای مردم رو نداریم بلکه فقط می خوایم یه کمی تفریح کنیم.آخه همه در جریان هستید که بیکاری بد دردیه!!!!!در جواب مریم خانم : رپ:یک سبک از موسیقیه که توش یه آدم بیکار به اسم رپر میاد و هی حرف میزنه تا اونجایی که خودش هم نمی فهمه چی میگه و به مسایل مختلف فحش میده و از خوب و بد روزگار البته بیشتر بد روزگار می ناله و یا به افراد مختلف از جمله دوست دخترش که با یه پسر دیگه دوست بوده ناسزا میگه.البته همه ی این مسایل مربوط میشه به رپ ایران.رپ خارج همش راجع به این مسایل نیست مثلا از 15 آهنگ امینم فقط یه 3تاش ماله زندگی شخصیه خودش یا مثلا انتقاد از کارای بوش هست ولی توی ایران همش بحث سر دوست دختر و اینا ................. حالا بحث رو عوض می کنم .واقعا حیف وقت....................... حالا: آموزش خودکشي - زير 18 سال نخونن
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهای فراوان يا بالعکس صورت ميگيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندي ميكنيم
کسی که در عشقش شکست خورده
شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟
حالا فرض میکنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو برای خودکشی جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه
طناب
خب... براي شروع بد نيست
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه
فرض کنيد درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پيدا میکنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب میخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد
يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان
خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنيد
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی
«
استفاده از جوراب»«
سوء استفاده از موش»و در آخر:
تخته سياهي بر ديوار کلاس
همگي به صف ايستاده بودند. تا از آنها پرسيده شود . نوبت به او رسيد. از او پرسيدند : دوست داري روي زمين چه کاره باشي؟ گفت : ميخواهم به ديگران ياد بدهم. پذيرفته شد. چشمانش را بست. باز کرد. ديد به شکل درختي در يک جنگل بزرگ در آمده است. با خود گفت : حتما اشتباهي رخ داده . من که اين را نخواسته بودم. سالها گذشت. روزي داغي اره را روي کمر خود حس کرد. با خود گفت : و اين چنين عمر به پايان رسيد و من بهره خود را از زندگي نگرفتم. با فريادي غمبار سقوط کرد. با صدايي غريب که از روي تنش بلند مي شد ، به هوش آمد. حالا تخته سياهي بر ديوار کلاسي شده بود
.12:55 | Sn()rK |
2:45 | Sn()rK |
آن روز با تو بودم امروز بي توام آن روز كه با تو بودم - بي تو بودم امروز كه بي توام با توام
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
| |||||||||
2:33 | Sn()rK |
|
شاید همان باشد که میگویی.... |
|
آخرین دیدار... |
|
سلام...سلامي به زيبايي انتظارو به وسعت سكوت مي نويسم.... مي نويسم تنها به ياد او و براي او...مي نويسم به ياد روزهاي شيرين انتظار،به ياد لحظه هاي فراق و چشمان منتظر... مي نويسم به ياد او كه عشق را در نهان خانه ي جانم گذاشت و واژه ي شيرين انتظار را به من آموخت. به راستي كه انتظار چه زيباست...چه زيباست آن چشماني كه هر جمعه چشم به راه معشوق مي ماند و چه پاك و مقدس است آن دلي كه هر لحظه براي معشوق بتپد.زندگي آن لحظه اي است كه منتظرخود رادرزير سايه ي معشوق بيابد،معشوقي كه تمام هستي تنها با وجود او معنا پيدا مي كند.معشوقي كه نام قشنگش كبوتر دل را ديوانه وار به شوق پرواز در مي آورد. آري...نام دلربايش مهدي است.مهدي جان تمام هستي ام،لحظه هاي بي كسيم و آشيان وجودم تنها زماني معنا پيدا مي كند كه تو در كنارم باشي... |